محرّم در قوچکندی

آن روزها(سال های 50 تا 53 ) ماه محرم مصادف با فصول سرد وبرفی سال بود . یادم هست که شبهای دهه اول محرم به اتفاق خانواده با یک فانوس سوسوکنان ازروی برف ها ویخ هارد می شدیم وبه مسجد می رفتیم .عزاداران با چای داغ پذیرائی می شدند.سماور بزرگی درکنار درب ورودی مسجدبرای این کاردرنظر گرفته شده بود.وقتی ازدرب مسجد وارد می شدی درروبرو منبر قرار داشت و خدا بیامرز میرزا حسین رحیمی که روحانی بودو ازروستای بولگان می آمد برروی آن می رفت و ذکر مصیبت می گفت . درسمت چپ مسجد بزرگان ده می نشستند ودرقسمت راست به طرف پائین بچه های روستا قرار می گرفتند.پدرم برای حفظ آرامش مجلس مواظب بچه ها بود تا شلوغ نکنند.درمسجد دو عدد بخاری هیزمی بود که درطرفین مسجد قرارداشت. برای روشنائی بهتر مسجد دوعدد زنبوری وجود داشت که ازسقف آویزان بودند یکی ازاین زنبوری ها مال خدا بیامرز کربلائی شمس ا... بود.زنبوری ها ده ها برابر فانوس نورتولید می کردند ودرروستا به جزء یکی دو خانواده کسی زنبوری نداشت.وبقیه ازچراغ های نفتی معمولی یا گردسوزاستفاده می کردند.
خدا بیامرز سید میر احمد ، پسرخاله بزرگ من (مرحوم کیکاووس)و مرحوم حاج محسن شریفی مداحی می کردند وزنجیر زنان زنجیر می زدند.
درروز عاشورا خدا بیامرز حاج قدرت اسب سفیدش را بزک می کرد ودسته عزاداران درروستا می چرخید و جلو منزل خانواده هائی که درآن سال داغدار شده بودند مکث می کرد وبرای همدردی با آنها به عزاداری می پرداخت.
بند های هیجده ونوزده منظومه قوچکندیه سلام را دررابطه با ایام سوگواری ماه محرم درقوچکندی سروده ام:
رحمتدیه ميرزحسين بولگاننان گلردي 18
منبره چيخيب ياخچي مرثيه لردييردي
شيخ رحمتده اوجادان شاخسي گدردي
کاووس خال اوغلوم اوخوردی گوزل سينا زاني
عمیسیده اروشتوخدا دیردي ، آغشام ازاني
*****
عاشوراگوني حاجي قدرت آتين بزردي 19
دسته چيخيب حوضورري اولري گزردي
ير گو قان آغليب گوزلرين ياشي سوزردي
زنجيرچيلر اوزون قره كونه گييرديلر
زنجير وريب حسين حسين ديرديلر

عکسهای این پست فرضی است





::::::::_______::::::::
::::::::_______::::::::
::::::::_______::::::::